قسمت ۸۱۰

🔴 اگر مادر هستید توصیه میکنم حتما بخونید!
دسترسی به قسمت اول 👉
#مادر_شدن_عجیب_من ۸۱۰ (قسمت هشتصد و ده )
join 👉 @niniperarin 📚
پسرک گفت: اسمت گلینه؟
گلین سر تکون داد. پسرک از اسب اومد پایین. برزو خواست بره جلو. نگذاشتم. یواش گفتم: میبینی که آزاری نداره، دندون به جگر بگیر یه ذره بزار حرفشو بزنه!
پسر گفت: ده ساله نوک این کوه نشستم! هر روز گردنه را پاییدم و هر کی رد شده چشم انداختم تا بالاخره پیدات کردم!
برزو گفت: قصه تعریف نکن. دختر چهارده ساله نیس که وایسادی به لاسیدن. تندی بگو و سفره ات را ورچین…
گلین برای اولین بار برگشت و چپ به برزو نگاه کرد. منم حتی ترسیدم از نگاهش! میدونی خواهر، انگار همه چیزش به غایت بود! حتی اخم و تَخمش. برزو صداش را برید و نگاش را دزدید.
پسر دست کرد از پس گردنش یه نی در آورد و گفت: آقام مأمورم کرده بود که هر روز گَله را بیارم سر این کوه. نی زدن را خودش یادم داد، ییلاق اینجا بودم و قشلاق سر کوه زبره. گفت یه روزی بالاخره یه زن فانوس به دست از اینجا رد میشه که فانوس را خاموش سر دست گرفته. گفت هر وقت دیدمت بیام و این نی را بهت بدم و بگم: پای بی معرفتیم نزار گلین، قولم یادم نرفت، اولش خواستم، نگذاشتن. بعدش هم باز خواستم ولی دیگه نشد! اولش پای جون آقام وسط بود و بعدش هم پای جون بچه ام! دیدارمون میمونه به قیامت!
بعد هم نی را گرفت طرف گلین. گلین که پهنای صورتش خیس اشک شده بود گفت: حالا کجاس؟
پسرک گفت: این امونتی را بگیر و منو از این دره خلاص کن! گفته بود سرت رفت، قولت نره، نزار مث من بدقول بشی، منم موندم سر قولی که بهش دادم. دو ساله میخوام برم دنبال یکی که از دستم نره، ولی پاگیر شدم تو این کوه. تاریک میام و تاریک میرم. زندونی شدم اینجا. اینو بگیر بزار برم پی زندگیم…
گلین باز گفت: خودش کجاس؟
پسرک گفت: نه ساله با من بالای کوهه!
گلین گفت: پس چرا خودش نیومد؟ روش نمیشد که پیغوم فرستاده؟ بهش بگو این بار هم بی معرفتی کردی….
پسرک سرش را زیر انداخت و گفت: یه سال بعد از اینکه این حرفا رو به من زد و ازم قول گرفت، ذات الریه کرد و مُرد. وصیت کرد سر همین کوه خاکش کنن. یه شیر سنگی هم رو قبرشه.
نی را داد دست گلین و خودش سوار اسب شد و به تاخت رفت. گلین نی را گرفت یکم زل زل نگاش کرد و بعد نی را بغل کرد و شروع کرد به زجه زدن. صدای شیونش پیچید توی کوه. من و برزو فقط نگاش میکردیم….
🔴این داستان متعلق به ادمین نی نی پرارین است و کپی برداری از داستان بی فوروارد مطلب و ذکر منبع( @niniperarin ) حرام است! استفاده فقط به شرط فوروارد!!
این داستان ادامه دارد…