قسمت ۱۸۰۴

اگر مادر هستید توصیه میکنم حتما بخونید!
دسترسی به قسمت اول 👉
#مادر_شدن_عجیب_من ۱۸۰۴ (قسمت هزار و هشتصد و چهار)
join 👉 @niniperarin 📚
با غیظ گفت: تو چشمام زل زد و گفت. گفتم مگه چکار کردم که میخوای سرم هوو بیاری؟ غیر از اینه که سه ساله نه ننه ات رو دیدم و نه کس و کارت رو و زنت شدم؟ آقام که سالهای ساله به رحمت خدا رفته، کسی رو هم نداشتم که پشتم باشه. با همه چیزت ساختم، با نبودنت، با ندیدنت، با نداریت، واسه همینه که هیچی نشده زیر سرت بلند شده؟ نکنه میخوای هوو سرم بیاری، جبران روزایی که نیستی کمک حالم باشه تو بزرگ کردن این توله ای که پس انداختی؟
میرعلی تو بغلش نا آرومی میکرد. میدید ننه اش ناراحته، اونم یه بند میزد زیر گریه. گاس حرفمون رو حالیش نشه ولی حال ننه اش رو که ملتفت میشد.
بچه رو ازش گرفتم بغل کردم. گفتم: بشین یه ذره تا این بچه هم آروم بشه. نشست. ولی باز پاشد. مث اسفند رو آتیش بود.
خیره نگام کرد با چشمهای سرخش و گفت: میدونی چی جوابم داد؟
گفتم: نه.
گفت: میگه نمیخوام سرت هوو بیارم. من احمق رو بگو که خوشحال شدم از حرفش. بعد برگشته میگه بایست طلاقت بدم. شرط اینه که اون ضعیفه ی خاک بر سر که نمیدونم کیه نبایست هوو داشته باشه! ملتفتی خانوم چی میگم؟ خودت یه زنی. داشتم آتیش میگرفتم. من و این بچه ی بی زبون رو میخواد مث دستمال بی نمازی بندازه دور تا جای اون پتیاره یهو تنگ نشه یا به تیریج قباش بر نخوره. حتم دارم چیز خورش کردن. وگرنه اینطور آدمی نبود میرعماد.
گفتم: خب ازش میپرسیدی واسه ی چی این حرفو میزنه.
گفت: پرسیدم. مرغ پخته هم از جوابش خنده اش میگرفت. گفت میخوام برم دختر وزیر اعظم رو بگیرم. اینطوری به یه نون و نوایی میرسم و کلی برا تو و این بچه پول میفرستم. اصلا خراج یه آبادی رو میزارم برا شما دوتا. بعدش هم که وزیر اعظم مرد میام دوباره تو رو میگیرم و میرعلی رو هم میبرم وردست خودم بشه یکی از بزرگون دربار! زده به سرش خانوم این مرد. عقلش زایل شده بالکل. گفتم یه چیزی بگو لااقل که بهت نخندن مردم. هیچی گیرت نیومد بهونه تراشی کنی که بخوای منو طلاق بدی، این قصه رو سر هم کردی؟ مگه اینکه وزیر اعظم هم خل وضع باشه که دعوت نومه واسه ی یه آسمون جلی مث تو داده باشه که بری دومادش بشی. آدم قحطه؟ تو که خودت میگی پا دوی اربابی. همینطوریش هم هشتمون گرو نهمونه. اونوقت وزیر بیاد دستی دستی دختر لای پر قو بزرگ شده اش رو بفرسته تو خونه ای که واسه ی اون مث طویله اس؟
گفتم…

🔴این داستان متعلق به ادمین نی نی پرارین است و کپی برداری از داستان بی فوروارد مطلب و ذکر منبع( @niniperarin ) حرام است! استفاده فقط به شرط فوروارد!!
این داستان ادامه دارد…