قسمت ۹۵۵

🔴 اگر مادر هستید توصیه میکنم حتما بخونید!
دسترسی به قسمت اول 👉
#مادر_شدن_عجیب_من ۹۵۵ (قسمت نهصد و پنجاه و پنج)
join 👉 @niniperarin 📚
سرجیک اومد و وسط اتاق دو زانو نشست. گفت: روم سیاس که این وقت اومدم و با این حال ناخوشتون. آتش آقا گفت که حالتون رو به راه نیست. خواستم برگردم، ولی گفت بیام دو کلوم باهاتون حرف بزنم شاید بهتر شدین. اگر هم امروز اومدم فقط محض معرفت و دلنگرونیتون بود توی این چند روز. دیدم دور از معدرفت و انصافه نیام. راستش….
کاسه ی اش رو گذاشتم رو سر کرسی و گفتم: برو سر اصل مطلب سرجیک خان. خانوم تازه داره بعد از چند روز بهتر میشه خدا رو شکر. خیلی طاقت حرف زدن و حرف شنفتن نداره…
سرجیک با سر اشاره کرد و گفت: چشم ولی به قول ما، گاماس گاماس….
توران زیر زبونی نالید: اول خودش رو دیدم و حالا بعد از چند روز بایست خبرش رو بشنفم…
فقط من که نزدیکش بودم شنفتم. سرجیک گفت: چی میفرمان خانوم؟
گفتم: هیچی! میگه زودتر بگو هرچی هست. طاقت شنفتنش رو دارم!
آتیش یه استکان چای گذاشت جلوش و تعارف کرد.
سرجیک سرش رو زیر انداخت و گفت: خبری نیست قابل عرض اضافه بر خبرایی که داشتین! فقط اومدم یه احوالپرسی کنم، بگم چشم به راه واهیک نباشین! خدا میدونه که دیگه کی و کجا پیداش بشه. نمیدونم از کجا میشناسینش و چه صنمی باهاش دارین. ولی با همه ی محبتتون بهتره دیگه پیگیرش نباشین. به هر حال خودتون میدونین، زن داشت، زنش برامون عزیز بود مث خودش. نمیخوایم حرف و نقلی پشتشون باشه!
آخرش نگفت. بلند شد و خواست بره که باز صدای گریه ی توران بلند شد.
آتیش پا شد جلوش، زل زد تو چشماش با چشمای ملتمسش و گفت: اگه خبری داری، دلشو یه دل کن!
سرجیک رفت در رو باز کرد و همینکه خواست بره بیرون رو کرد به توران و گفت: پاپا میگه این رودخونه یه روزی شکم گشنه ها رو سیر میکرد، حالا خودش گشنه اس! میگه واهیک رو زاینده رود بلعیده!
توران یهو اشکهاش رو پاک کرد و از جاش پا شد. رفت طرف سرجیک و براق شد تو چشماش و گفت: خودم جنازه اش رو دیدم تو قبرستون. تو همون قبری که کنده بودین! اون نرفته بود اونجا که بمیره! درسته سالها ندیدمش ولی خوب میشناختمش! تو داری در میری از یه چیزی. پاپا هم میدونه!
سرجیک سرخ شد. چشماش شد کاسه ی خون و لبهاش رو به دندون گزید. رفت بیرون و در رو محکم کوبید به هم.

🔴این داستان متعلق به ادمین نی نی پرارین است و کپی برداری از داستان بی فوروارد مطلب و ذکر منبع( @niniperarin ) حرام است! استفاده فقط به شرط فوروارد!!
این داستان ادامه دارد…